شاعر : سید هاشم وفائی نوع شعر : توسل وزن شعر : مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن قالب شعر : مربع ترکیب
یـا غــافــر الخـطـایــا،یا دافــعالـبـلایــا یا مـجـزل الـبـلایـا،یا مـنهـیالــرجـایـا
یا بـاعـث الـبــرایــا،یـا واجـب الهــدایـا یا قـاضی الـمـنـایا، یا سـامـع الـشکــایـا
با آه سرد غـفلت، با اشک گـرم خجـلت
از نفس سرکش خود، آورده ام شکـایت
از بس گـنـاه کـردم، دل را سیــاه کـردم عمرعزیز خود را،من صرف آه کردم
اشک خجـالـتـم را، هر شب گـواه کردم من اشـتـبـاه کـردم،خـود را تـبـاه کـردم
گـر بـر فــلـک رسیـده، آوای یـارب من
جـان مــرا گـنـاهـان، آورده بـر لـب من
ای خـالـق خـبـیـرم، ای قــادر و قـدیـرم از نور رحمت تو،روشن شده ضمیـرم
تو آن همه بزرگی، من این همه حقیـرم تو بر همه کریمی، من بر درت فقیــرم برخوان رحمت خود، یک لحظه دعوتم کن
عـفـو و عنایتت را، از لطف قسمتـم کن
من گرچه روسیـاهم، سر تا به پا گنـاهم شرمنـدۀ تو هـستم، اشکــم شده گــواهـم
ای آستــان لطـفـت، تـنـهـا پـنـاهگــاهــم تا رحـمت تو پُل زد، شرم من و نگـاهم
برعبد روسیاهت، یک دم نظارهای کن
تا روسـفـید گردم، بر من اشـارهای کن
در راه حق پـرستی،یارب هدایتــم کـن هنگـام جـنگ با نفـس،مولا حمایتـم کن
سـوگـنـد بر عـلی و،زهـرا عنـایـتم کن سرشـار شور و عـشق،مهـر ولایتم کن
فردا اگر «وفائی»، روسوی محشر آرد
جـز گـوهــر ولایت، چیـزی دگر ندارد